انسان شریف

پینوکیو . آدم باش . آدمک نمی‌خواهم.

انسان شریف

پینوکیو . آدم باش . آدمک نمی‌خواهم.

اعتراف

قدیما قبل از اینکه آنفولانزا مرغی بیاد یه سری از مردم تو خونشون مرغ پرورش می دادن. مامان بزرگ ما هم چنتا از این مرغارو تو باغچه ی پشت خونش نگه میداشت ولی بنده خدا همش بم میگفت نه نه نمیدونم این پدر سوخته ها کجای باغچه تخم میکنن ... منم پیش خودم احساس مسئولیت کردم که حتما باید جاشو پیدا کنم. اون زمان 5 سالم بود. رفتمو یکی ازون مرغارو گرفتم واسه اعتراف گیری. سروشو میکردم تو آب و میگفتم حرف بزن... هیچ کدوم حرف همو نمی فهمیدم اما من فکر می کردم که داره مقاومت میکنه اونقدر زیر شکنجه هام مقاومت کرد که آخرش ... .

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد