انسان شریف

پینوکیو . آدم باش . آدمک نمی‌خواهم.

انسان شریف

پینوکیو . آدم باش . آدمک نمی‌خواهم.

تنهایی

و دوباره این منم , تنها

سردرگم در انبوه احساسات بی معنا

و نمی دانم فردا چه خوابی برام دیده

و آسمان فردا چقدر به آبی دلخواهم شبیه است .

همیشه لحظه های این گونه را فقط زیسته ام

به مانند گیاهی که تنش را به دست باد سپرده است

و یا گوسفندی که حواس اش را به چریدن پرت کرده است.

و این منم , مثل همیشه تنها

کسی پشت ام را به کوهی گرم نکرده است

و زمین زیر پایم عادت به سفت بودن ندارد

و در پیش رویم سرابی است که دوست دارم آب باشد

مثل همیشه خسته , مثل همیشه تشنه

به لب هایی زل زدم که ترک تشنگی ندارند

و از این که لب هایی هستند که تشنه نیستند شادم

و این که همه مثل من نیستند

زیر لب زمزمه می کنم که خدا را دوست دارم

خودم را قربانی ابراهیم تصور می کنم و

چشم هایم را می بندم و به حکمت کار ابراهیم فکر می کنم

دوست ندارم به کار ابراهیم تردید کنم

دوست ندارم به حرفهای دیگران گوش کنم

به حرف آنهایی که لجوجانه کار ابراهیم را بیهوده می دانند

من این لحظه های تردید را زیسته ام و می دانم

که چقدر آن را دوست ندارم

دوباره دورم را گرفته اند

بی معنا و لجوج

انگار که میخواهند دوباره مرا هدایت کنند

دوباره منم , این بار تنها تر

دوست ندارم کاری بکنم

دوست دارم این گونه فکر کنم که تنهایی زیباترین لحظه های زندگی است .

و باز فکر می کنم که این کفاره گناهی است

گناهی که به خاطر ندارم

ولی باید باشد

گناه هایی که یک یک تنهاترم می کنند

و لبانم را خشک تر

و بازوانم را خسته تر

دوباره به قلم پناه می برم ,

همیشه این قلم بوده که بر روی گناهانم خط کشیده

و مرا شفاعت کرده است .

دوباره به قلم پناه می برم

و باز منم با یک قلم خسته در دست

و این بار تنهاتر از همیشه .

نظرات 4 + ارسال نظر
حسین شنبه 16 دی‌ماه سال 1391 ساعت 07:47 ب.ظ

تو به من هیچ نگو ساکت باش
من در آن زمزمه ریزش باران نگاه نغمه ای میشنوم
چه لبالب از عشق چه موثر بر دل
بهتر از شعرو غزل و موسیقی
تو نگو از چه به من دل بستی و مرا میخواهی
سخت بیش از همه چیزو همه کس
تو فقط نگاهم کن و بس
.....به وب من هم سری بزن.....

[ بدون نام ] دوشنبه 18 دی‌ماه سال 1391 ساعت 02:30 ق.ظ http://parehayeghalb.blogfa.com/

کاش دستانم آنقدر بزرگ بود که میتوانستم چرخ فلک دنیا را به کام تو بچرخانم

سیروس شنبه 13 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 10:12 ب.ظ

به قول معروف پایان شب سیه سپید است

لیلی یکشنبه 28 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 07:32 ب.ظ

این شعر از خودتون بود؟
خیلی قشنگ بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد